مرتضى مطهرى
533
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آن مىگردد . ولى چون از طرف ديگر سعى مىكنند كه وضعيت موجود را حفظ نمايند ، لذا پس از مدتى از سطح ترقى وسائل توليد كه دائماً در تغيير است عقب مىافتند و بالاخره سد راه اين پيشرفت و ترقى مىگردند . و به قسمى كه گفتيم در اينجا هنگامى كه اين تناقض به مرحلهء نهايى خود رسيد انقلاب اجتماعى آغاز مىگردد و سيستم و روابط ايدئولوژى و تأسيسات نوينى كه مطابق خصلت وسائل توليد باشد مستقر مىشوند . مثلًا « 1 » در سيستم فئوداليسم در اثر تكامل فن توليد و ايجاد وسائل جديد و همچنين تشكيلات صنعتى و فنى و جغرافيايى ، روابط موجود يعنى روابط خان خانى سد راه ترقى تكنيك مىگردد و اصولًا تكميل فنى وسائل توليد و ايجاد مبادلات وسيعتر نخستين نقطهء انقراض فئوداليسم را منعقد مىسازد . ( اين ادعاى اوست . ) در اين سيستم فقط كسانى در خدمت ارباب فئودال پذيرفته مىشوند كه صاحب كار و وسائل فلاحتى يعنى وسائل توليد باشند . و از طرف ديگر مردمان شهرى و تودهء دهقان بىچيز و فقير كه فاقد اين وسائلاند به ناچار رو به شهر مىآورند و به كارهاى شهرى از قبيل كفاشى و خياطى و ساير حِرف يدى مىپردازند ، و چون اصول موجود و مقررات فئوداليسم مانع از ايجاد روابط بيشتر و فروش كالاى توليدى مردمان كاسب و بورژواى شهر است به ناچار تقاضاهاى جديدى مبنى بر تغيير روابط توليدى ايجاد مىگردد . يعنى بعد از اينكه تودهء دهقانى را به شهرها آوردند و از راه كفاشى و خياطى و امثال اينها زندگى كردند و بعد اين مردم دست به تجارت زدند و طبقهاى به نام بورژوا به وجود آمد و مقررات فئوداليسم براى مبادلات شهرى كافى نيست ، ناچار بايد آن روبنا و نظام عوض بشود . پس تجارت ترقى كرده ، روابط مبادلاتى تغيير كرده و زندگى روستايى براى چنين زندگى شهرى كافى نبوده است . در اينجا ابزار توليدى كه از فئوداليسم تغيير كرده چيست ؟ يكى از آنها را اسم ببريد . اگر مىگفتيم ابزار توليد كشاورزى تبديل به ماشين شد ، خيش بود تبديل به ماشين شد ، حرف درستى بود . ولى اين كه مال دورهء سرمايه دارى است . تبديل شدن خيش به تراكتور تبديل ابزار توليد است . اين كه مال دورهء بعد است . ولى در دورهاى كه نظام فئوداليسم جاى خودش را به نظام بورژوازى مىدهد ، در اينجا كه ابزارها هنوز به حال اول خودشان باقى است . خودشان از اول رنسانس را يعنى از هشتصد سال پيش را دورهء بورژوازى مىگويند ، يعنى فئوداليسم وضعش تغيير كرد در حالى كه هنوز ابزار توليد تغيير نكرده بود . دومرتبه مىگويد :
--> ( 1 ) مقدمه را براى اين مثال خواندم .